کوچه های آشنای دروغین
سخنم نمی آید
پیچ و تاب زندگی گاهی آنقدر سیاه و پرتاب میشود که "من" در آن جا میمانم
کجا مانده ای ای "منٍ" بی من
روزگارت سپید ای سیه روی...
ساروان آمد... پس کجا ماندی ای گِلِ گَرم"
ای نور تو آ و من را باز آر به من
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 21:27 توسط پرهیب
|
این وبلاگ شخصی علی، یک معمار کوچک، در این دنیای بزرگ ولی کوچک است...