سخنم نمی آید

پیچ و تاب زندگی گاهی آنقدر سیاه و پرتاب میشود که "من" در آن جا میمانم

کجا مانده ای  ای "منٍ" بی من

روزگارت سپید   ای سیه روی...

ساروان آمد... پس کجا ماندی ای گِلِ گَرم"

ای نور تو آ و من را باز آر به من